ابو القاسم راز شيرازى
234
مناهج أنوار المعرفة في شرح مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة ( فارسى )
علم و امثال آنهاست ؛ و چون انسان راغب است ملايمات و مطبوعات نفسانيّه و طبيعيّه را قبل از تزكيهء نفس ، هر ملايم مطبوعى را كه از هركس بيند ، خواهد كه از آن او باشد نه آنكس ، و همه محتاج به او باشند ؛ و چون ظفر نمىيابد به آن ، حسد دارد از آن ، و غيبت مىكند به علّت حسد خود صاحب آن را . هفتم : سخريّه و استهزاء است ؛ چون نفوس ضعيفه كه به خودستايى مشغولند و به لهو و لعب گرفتار ، از روى سخريّه ، غيبت و عيب مىكنند مردم را ، و از عيب خود غافلند . هشتم : تعجّب است ؛ چون خود را ظاهرا از عيب مغتاب برى مىداند ، خودبينى ، دامن نفس او را گرفته عيب مىگويد ديگران را ، و به نظر او قبيح مىآيد . نهم : تبرّم است ؛ يعنى ابرام كردن در عيوب خلايق ، بدون شعور و بدون سببى نفسانى يا باعثى خارجى ؛ و اين ، شغل نفوس شقيّه است كه از خدا و خود - هر دو - فارغند ، و به عيوب خلايق مشغولند . دهم : تزيين است ؛ يعنى اظهار كردن زينت خود را به عيب ديگران ؛ يعنى من معرّى « 23 » از عيوب خلايق هستم ، و ديگران را عيوب و نقايص چنين است كه مرا نيست ، تا زينت و كمال خود را به اظهار عيب ديگران ظاهر نمايد . و از اسباب عشرهء غيبت ، معلوم گرديد كه سبب غيبت ، سبب نفسانى است ؛ و به ملاحظهء اسباب غيبت كه اسباب نفسانيّه است ، غيبت را از جملهء اخلاق نفسانيّه شمردهاند و در كتب اخلاق ذكر كردهاند ؛ از قبيل تسميهء شىء به اسم آن ؛ چنانكه نور آفتاب را مجازا آفتاب گويند ؛ و الّا غيبت ، از سنخ كلام و اعمال بدنيّه است . بعد ، حضرت امام عليه السّلام مىفرمايد : اگر سلامتى را خواهى ، در ذكر كردن
--> ( 23 ) - مجرّد ، بر كنار